موضوعات
لینک دوستان
آخرین مطالب
صفحات
دیگر موارد

پایگاه جـامع محض رضا
وب سايت ختم قرآن مجيد
href="http://ww تماس با مدیر تماس با مدیر
خواهر شهید
نویسنده : سید حسن میرباقری
۱۳٩٦/٤/۱٥
نظرات

تکیه به دیوار بهشت

نویسنده: سمیرا باباجانپور‌
 
  اینجا همسایگی حال و هوای دیگری دارد. دیوار خانه‌شان چسبیده به زینبیه خاتم‌الانبیاء(ص) و در چند قدمی‌شان همسایه خانواده شهید مدافع حرم سعید انصاری هستند. خانم و آقای دهقان دلشان خوش است به این همسایگی و معتقدند هرچه دارند از برکت همین همسایگی است. انتهای لاله ششم خیابان شقایق در محله جنت‌آباد تا چشم کار می‌کند آپارتمان است و مجتمع‌های عریض و طویل. اما در میان همه این دیوارهای بلند سنگی دیوار کوتاهی با در سفیدی خودنمایی می‌کند که شاخ و برگ درختانش از دیوار کوتاه خانه پیداست. اهالی این خانه زن و مرد پا به سن گذاشته‌ای هستند که 33سال پیش به این محله آمده‌اند. البته آن موقع که آقای دهقان کلنگ ساخت این خانه را به زمین زد نه تنها خبری از محله و خیابان نبود بلکه نه برق بود و نه آب. هرچه بود زمین بود و بیابان.  بهانه‌های زیادی برای همنشینی با خانم و آقای دهقان داریم به‌ویژه وقتی همسر شهید مدافع حرم سعید انصاری برایمان از مردمداری و‌منش همسایه‌داری این زن و شوهر گفت. اینکه از وقتی همسرش شهید شده حاج آقا دهقان نان گرم خانه شهید را فراموش نمی‌کند. اینکه از همان روز شهادت شهید انصاری به خانه‌اش می‌روند و همسر و 2دخترش را مهمان خانه‌شان می‌کنند تا بچه‌ها با بازی در حیاط پرگل و با صفای خانه کمتر دلتنگ پدر شوند. در خانه را که می‌زنیم بانو زهرا سادات میر باقری (همسر احمد علی دهقان ) که خواهر شهید سید قاسم میرباقری است در را می‌گشاید. ما مهمان بهترین همسایه محله شده‌ایم.



 نخستین خانه محله هنوز سرپاست
سال 1363 به این محدوده آمدیم. نمی‌گویم محله چون خانه، خیابان و چیزی نبود که بشود این محدوده از غرب تهران را محله نامید. احمد علی دهقان حرف‌هایش را با گذری به خاطرات ساخت خانه‌شان شروع می‌کند اینکه فقط او و حاج آقا نداف که الان هم همسایه‌شان است در این محدوده زندگی می‌کردند. او می‌گوید: «نه آب بود نه برق. راستش یک تکه زمین بیابانی بود که فقط هوای خوشی داشت. خانه را که ساختیم به تدریج در اطرافمان خانه ساخته شد. قبل از این در محله آریاشهر که الان صادقیه است زندگی می‌کردیم. وقتی همسرم به مدرسه بچه‌ها رفت تا پرونده‌شان را بگیرد و در حوالی خانه‌مان در مدرسه‌ای ثبت‌نامشان کند مدیر مدرسه گفت حیف نیست اینجا را ول می‌کنید و می‌روید در آن بیابان ساکن می‌شوید، نمی‌ترسید؟»
به تدریج تعاونی‌ها و سازمان‌های مختلف زمین‌های اطراف خانه آقای دهقان را خریدند. خانه‌ها یکی پس از دیگری ساخته شد. همه چیز بود بجز یک مکان معنوی.

 25سال است  چراغ‌های زینبیه خاموش نشده است
جمعیت که به تدریج زیاد شد اهالی برای عزاداری محرم چادر زدند. خانم میرباقری می‌گوید: «چادر زدند ولی هوا سرد بود. نه گرم می‌شد و نه باد و باران اجازه می‌داد زیر چادر بنشینیم. همانجا همسرم به همت همسایه‌مان آقا نداف پارکینگ خانه را خالی کردند و جماعت عزادار را به خانه آوردیم. همین آغاز پا گرفتن حسینیه و زینبیه‌ای شد که این روزها مردم برای حاجت گرفتن و ادای نذری در آن نوبت می‌گیرند.»
دیوار زینبیه خاتم‌الانبیاء(ص) درست به دیوار خانه آقای دهقان چسبیده است. در کنار زینبیه هم حسینیه قرار دارد. همین زینبیه و حسینیه باعث شد تا این خانه قدیمی در محله جنت‌آباد خراب نشود و صاحبانش عهد ببندند تا این مکان معنوی وجود دارد خانه باید دست نخورده باقی بماند. خانم میرباقری که همه او را به نام فامیل همسرش خانم دهقان می‌شناسند می‌‌گوید: «اینجا فقط یک مکان مذهبی ساده برای عبادت و عزاداری نیست. ما در این زینبیه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی زیادی داریم. جوان‌های محله در این مکان دورهم جمع می‌شوند و به قول خودشان هیئتی بر پا می‌کنند. خانم‌ها دورهم جمع می‌شوند و برای خانواده‌های نیازمند ارزاق و پوشاک و غیره آماده می‌کنند. راستش چراغ این زیبنیه هیچ‌وقت خاموش نمی‌شود. درست مثل مساجد نمازهای صبح و ظهر و مغرب در آن برپاست و هر صبح جمعه مراسم دعای عهد و زیارت عاشورا داریم. صبحانه صبح جمعه ما طرفدار زیاد دارد. جماعت زیادی حاجت روا شده‌اند و نذر کرده‌اند صبحانه بدهند. برای اینکه نذرشان را ادا کنند بعضی‌ها 2تا3ماه در نوبت می‌مانند.»

 مرام همسایه‌داری شرمنده می‌کند
مرام همسایه‌داری خانم دهقان را همسایه‌ها به خوبی وصف می‌کنند. خانم سماوات، یکی از همسایه‌های این خانواده است می‌گوید: «این خانواده را همه می‌شناسند. با اینکه خیلی از اهالی محله جدید به اینجا آمده‌اند ولی هنوز همه برای حل مشکلات و میانداری نزد این خانواده می‌روند. خانم دهقان خاطره‌ای را برایم تعریف کرد که برای من درس بود. چند سال پیش یکی از پسرهایش در کوچه با بچه‌ها بازی می‌کرد. بین بچه‌ها دعوا شد و گویا زد و خوردی هم بینشان اتفاق افتاد. مادر یکی از بچه‌ها جلو می‌آید و پسر خانم دهقان را تنبیه می‌کند. موضوع می‌گذرد، بعد از ظهر خانم دهقان به منزل آن خانم می‌رود و از اینکه پسرش فرزند او را اذیت کرده عذرخواهی می‌کند. خانم همسایه با دیدن این صحنه حالش بد می‌شود و فردا به خانه خانم دهقان می‌آید و شروع می‌کند به گریه کردن و می‌گوید من پسر شما را تنبیه کردم ولی شما نه تنها ناراحت نشدید بلکه به منزل‌مان آمدید و عذرخواهی کردید. من بسیار شرمنده شدم.»

 نان داغ خانه شهید فراموش نمی‌شود
هنوز چند روزی از شهادت سعید انصاری شهید مدافع حرم نگذشته بود که خانم دهقان که خانواده شهید را سال‌ها قبل می‌شناخت چادر به سر می‌کند و راهی خانه شهید می‌شود. او می‌گوید: «حاج آقا گفت برو همسر شهید و 2دخترش را بیاور خانه‌مان در همین طبقه پایین با هم زندگی کنیم.»
خانم دهقان خواهر شهید است. خواهر شهید سید قاسم میرباقری برای همین حس و حال خانواده شهدا را خوب می‌فهمد. خوب می‌داند که دلتنگی روزهای شهادت برای خانواده شهدا چقدر سخت است. از خانواده شهید درخواست می‌کند که مهمان خانه‌شان شوند.
 لیلا خوشمرام، همسر شهید سعید انصاری می‌گوید: «اگرچه همسرم شهید شد ولی شهادت پربرکتش باعث شد تا آدم‌های نیکی در زندگی‌ام پیدا کنم. نمونه‌اش همین خانم و آقای دهقان است. آنها بهترین همسایه دنیا برای من هستند. با یک هزینه بسیار ناچیز در خانه‌شان ساکن شدم. حیاط زیبا و با صفای خانه‌شان باعث شد تا بچه‌ها وقت دلتنگی در حیاط بازی کنند و شاد شوند. جالب است بدانید که حاج آقا دهقان هر روز در خانه‌مان را می‌زند و نان داغ برایمان می‌آورد.»
 حرف‌های خانم خوشمرام هنوز تمام نشده است که خانم دهقان دنباله حرف‌هایش را می‌گیرد و می‌گوید: «آقایمان می‌گوید خانم نان داری؟ اگر بگویم دارم می‌گوید لیلا خانم چطور نان دارد؟ نه همسرم بلکه فرزندانم هم مدام جویای حال خانواده شهید هستند. همسرم می‌گوید لیلا مثل دخترم است. راستش انگار از برکت همین زینبیه بود که ما را همسایه خانواده شهید کرد. همیشه این خانه را با حداقل دریافتی اجاره می‌دادیم. پول برایمان اهمیت نداشت. آخرین بار زوج جوانی ساکن شدند. بعد از چند ماه گفتند صدای زینبیه اذیتمان می‌کند و زود بلند شدند. انگار قسمت بود این خانه خالی شود تا ما میزبان خانواده شهید شویم.»


:: برچسب‌ها: خواهر بزرگ شهید
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
از راه مانده ای که سخت نیازمند توجه و دستگیری و هدایت شهیدان راه یافته به درگاه حق است.

سید حسن میرباقری
نویسندگان
آرشیو مطالب